آدم زمین آمد همراه حوا بود
بین دل و دینش پیوسته دعوا بود
آخرچرا خوردم آن سیب را آخر
د ینم کجا بودی؟این یک معما بود
این کار خالق بود یا د ست شیطانش
کار خودش بودست نا گفته پیدا بود
سیبی نخورد آدم *سیبی که ممنوعست*
آن سیب ممنوعه لبهای حوا بود
آدم نمی دانست اما خدا می خواست
روی زمین باشد در عرش غوغا بود
آدم زمینی شد این آخر عشقست
مجنون سرگردان معشوق لیلا بود
حک کرده بر کوهی این جمله را فرهاد
ای کاش شیرین هم مثل زلیخا بود
شیرین من حالا فرهاد می آید